زیبــــا و آموزنده

Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that, one gone never come back
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند

Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

گروه
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in human life are destroyed
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند

Alcohl
الکل

Pride
غرور

Anger
عصبانیت

گروه اینترنتی پرشین استار |
 www.Persian-Star.org

Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد

گروه اینترنتی پرشین
استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that are most valuable
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند

Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان

گروه اینترنتی پرشین استار
| www.Persian-Star.org

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند

Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت

گروه اینترنتی پرشین


 استار


 |





 www.Persian-Star.org

And how beautiful these three important things
in life perspective Dr.Ali Shariati stated
و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده

Do not rely on three things never
به سه چیز هرگز تکیه نکن

Pride
غرور

Lie
دروغ

Love
عشق

Gallop is human with pride
انسان با غرور می تازد

Be lost with telling lies
با دروغ می بازد

And dies with love
و با عشق می میرد

گروه
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Happiness in our lives has three primary
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

Experience Yesterday
تجربه از دیروز

Use Today
استفاده از امروز

Hope Tomorrow
امید به فردا

Ruin our lives is the three principle
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret Yesterday
حسرت دیروز

Waste Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا

شعر از زنده یاد سهراب سپهری

 

منم زیبا
 
 

منم زیبا

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد


پیر زن و کوزه ها

 

یک پیرزن چینی دوکوزۀ آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت ، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد
یکی از این کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همۀ آب را در خود نگه می داشت .
هر بار که زن پس از پرکردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و    زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود....................
دو سال تمام ، هر روز زن این کار را انجام می داد و همیشه کوزه ای که ترک داشت ، نیمی از آبش را در راه از دست می داد .
البته کوزۀ سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید.
ولی بیچاره کوزۀ ترک دار از خودش خجالت می کشید ، از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفه ای را که برایش در نظر گرفته بودند ، می توانست انجام دهد

پس از دوسال سرانجام روزی کوزۀ ترک دار در کنار جویبار به زن گفت :
من از خویشتن شرمسارم . زیرا این شکافی که در پهلوی من است ، سبب نشت آب می شود و زمانی که تو به خانه می رسی ، من نیمه پر هستم .
پیرزن لبخندی زد و به کوزۀ ترک دار گفت :
آیا تو به گل هائی که در این سوی راه ، یعنی سوئی که تو هستی ، توجه کرده ای ؟ می بینی که در سوی دیگر راه گلی نروئیده است .
من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم ، و برای همین در کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه بر می گردم تو آنها را آب بدهی.
دو سال تمام ، من از گل هائی که اینجا روئیده اند چیده ام  و خانه ام را با آنها  آراسته ام .
اگر تو این ترک را نداشتی ، هرگز این گل ها و زیبائی آنها به خانۀ من راه نمی یافت

هر یک از ما عیب ها و کاستی های خود را داریم
ولی همین کاستی ها و عیب هاست که زندگی
ما را دلپذیر و شیرین می سازد
ما باید انسان ها را همان جور که هستند بپذیریم و خوبی را که در آنهاست ببینیم

برای همۀ شما کوزه های ترک برداشته آرزوی خوشی می کنم و یادتان باشد که گل هائی را که در سمت شما روئیده اند ببوئید

از کاستی های خود نهراسیم
زیرا خداوند در راه زندگی ما
گل هائی کاشته است
که کاستی های ما آنها را می رویاند

دسته بندی مردم از نظر دکتر شریعتی

 
 
 
دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
.
دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.
.
دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم هستند
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
.
دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند
شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
 

سخنان جالب

Bill Gates

If you born poor, it's not your mistake. But if you die poor it's your mistake.

بیل گیتس:

اگر فقیر به دنیا آمده‌اید، این اشتباه شما نیست اما اگر فقیر بمیرید، این اشتباه شما است.

 

 

Swami Vivekananda

In a day, when you don't come across any problems, you can be sure that you are traveling in a wrong path.

سوآمی ویوکاناندن

در یک روز، اگر شما با هیچ مشکلی مواجه نمی‌شوید، می توانید مطمئن باشید که در مسیر اشتباه حرکت می‌کنید.

 

 

William Shakespeare

Three sentences for getting SUCCESS:

a) Know more than other.

b) Work more than other.

c) Expect less than other

ویلیام شکسپیر

سه جمله برای کسب موفقیت:

الف) بیشتر از دیگران بدانید.

ب) بیشتر از دیگران کار کنید.

ج) کمتر انتظار داشته باشید.

 

 

Adolph Hitler

If you win you need not explain, But if you lose you should not be there to explain.

آدولف هیتلر

اگر تو برنده باشی، نیازی نیست به کسی توضیحی دهی، اما اگر بازنده باشی، نیازی نیست آنجا باشی تا به کسی توضیحی دهی.

 

 

Alien Strike

Don't compare yourself with anyone in this world. If you do so, you are insulting yourself.

آلن استرایک

در این دنیا، خود را با کسی مقایسه نکنید، در این صورت به خودتان توهین کرده‌اید.

 

 

Bonnie Blair

Winning doesn't always mean being first, winning means you're doing better than you've done before.

بونی بلر

برنده شدن همیشه به معنی اولین بودن نیست. برنده شدن به معنی انجام کار، بهتر از دفعات قبل است.

 

 

Thomas Edison

I will not say I failed 1000 times, I will say that I discovered there are 1000 ways that can cause failure.

توماس ادیسون

من نمی‌گویم که ١٠٠٠ شکست خورده‌ام. من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود.

 

 

Leo Tolstoy

Everyone thinks of changing the world, but no one thinks of changing himself.

لئو تولستوی

هر کس به فکر تغییر جهان است. اما هیچ کس به فکر تغییر خویش نیست.

 

 

Abraham Lincoln

Believing everybody is dangerous; believing nobody is very dangerous.

آبراهام لینکلن

همه را باور کردن، خطرناک است. اما هیچکس را باور نکردن، خیلی خطرناک است.

 

 

Einstein

If someone feels that they had never made a mistake in their life, then it means they had never tried a new thing in their life.

انشتین

اگر کسی احساس کند که در زندگیش هیچ اشتباهی را نکرده است، به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده.

 

 

Charles

Never break four things in your life: Trust, Promise, Relation & Heart. Because when they break they don't make noise but pains a lot.

چارلز

در زندگی خود هیچوقت چهار چیز را نشکنید.

اعتماد، قول، ارتباط و قلب. شکسته شدن آنها صدائی ندارد ولی دردناک است.

 

 

Mother Teresa

If you start judging people you will be having no time to love them.

مادر ترزا

اگر شروع به قضاوت مردم کنید، وقتی برای دوست داشتن آنها نخواهید داشت.

 

من باور دارم  (نلسون ماندلا)

من باور دارم ...


که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.

 

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.

 

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.

 

من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد
.

 

من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم
.

 

من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.

 

من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.

 

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

 

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.

 

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند
.

 

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.

 

من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.

 

من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.

 

من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد
.

 

من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

 

من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.

 

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.

 

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.

 

من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

 

من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

 

من باور دارم ...
«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را داردنيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.»

 

و من باور دارم ...........

سخنان دكتر علي شريعتي

سخنان دكتر علي شريعتي

 

 يلي اوقات آدم از آن دسته چيزهاي بد

ديگران ابراز انزجار مي كند كه

در خودش وجود دارد



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *




آنجا كه چشمان مشتاقي براي انساني اشك مي ريزد،

زندگي به رنج كشيدنش مي ارزد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



براي خوشبخت بودن ، به هيچ چيز نياز نيست جز به نفهميدن !

پس تا مي تواني خر باش تا خوش باشي.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند

پرهايش سفيد مي ماند

ولي قلبش سياه ميشود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است (دكتر علي شريعتي)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *




وقتي خواستم زندگي كنم، راهم را بستند.وقتي خواستم ستايش كنم، گفتند خرافات است.وقتي خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتي خواستم گريستن، گفتند دروغ است.وقتي خواستم خنديدن، گفتند ديوانه است.دنيا را نگه داريد، ميخواهم پياده شوم

 

 (دكتر علي شريعتي)



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *





اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري

به سه چيز تكيه نكن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد (دكتر علي شريعتي)



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *




برايت دعا مي كنم كه اي كاش خدا از تو بگيرد


هر آنچه را كه خدا را از تو مي گيرد





* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *





من چيستم؟
لبخند پر ملامت پاييزي غروب در جستجوي شب
كه يك شبنم فتاده به چنگ شب حيات ، گمنام و بي نشان
در آرزوي سر زدن آفتاب مرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



چه اميد بندم در اين زندگاني
كه در نا اميدي سر آمد جواني
سرآمد جواني و ما را نيامد
پيام وفايي از اين زندگاني

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



عشق تنها كار بي چراي عالم است ، چه ، آفرينش بدان پايان مي گيرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



آيا در اين دنيا كسي هست بفهمد
كه در اين لحظه چه مي كشم ؟ چه حالي دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



هنگامي دستم را دراز كردم كه دستي نبود
هنگامي لب به زمزمه گشودم كه مخاطبي نداشتم
و هنگامي تشنه آتش شدم،
كه در برابرم دريا بود و دربا و دريا ...!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



از ديده به جاش اشك خون مي آيد
دل خون شده ، از ديده برون مي آيد
دل خون شد از اين غصه كه از قصه عشق
مي ديد كه آهنگ جنون مي آيد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



حرف هايي هست براي نگفتن و ارزش عميق هر كسي به اندازه ي حرف هايي است كه براي نگفتن دارد



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



چو كس با زبان دلم آشنا نيست
چه بهتر كه از شكوه خاموش باشم
چو ياري مرا نيست همدرد ، بهتر
كه از ياد ياران فراموش باشم



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



دلي كه عشق ندارد و به عشق نياز دارد،
آدمي را همواره در پي گم شده اش،
ملتهبانه به هر سو مي كشاند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



مهرباني جاده اي است كه هرچه پيش مي روند ، خطرناك تر مي گردد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *





دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست

اسراف محبت است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *




مسئوليت زاده توانايي نيست ، زاده آگاهي است و زاده انسان بودن.



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلي كه از بي كسي غمگين است ، هر كسي را مي تواند تحمل كند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *





ارزش عميق هر كسي به اندازه حرفهايي است كه براي نگفتن دارد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



.عشق به آزادي مرا همه عمر در خود گداخته است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



.اگر پياده هم شده است سفر كن ، در ماندن مي پوسي.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



.خدا و انسان و عشق ، اين است امانتي كه بر دوش ما سنگيني مي كند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



قدرت نيازمند كسي است كه در برابرش رام گردد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



مرا كسي نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان كه كسي مي خواست ، كه من كس نداشتم . كسم خدا بود ، كس بي كسان.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



.هر كسي را نه بدان گونه كه هست احساسش مي كنند ، بدان گونه كه احساسش مي كنند ، هست.

 

 

مشاعره

شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده که فکر کنم همه خوندن یا شنیدن :


 

تو به من خنديدي و نمي دانستي

 

من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم


 

باغبان از پي من تند دويد

 

سيب را دست تو ديد

 

غضب آلود به من كرد نگاه

 

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز،

 

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

 

خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم

 

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

 

كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

 

بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:

من به تو خنديدم

 

چون كه مي دانستم


 

تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي

 

پدرم از پي تو تند دويد

 

و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه

 

پدر پير من است

 

من به تو خنديدم

 

تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

 

بغض چشمان تو ليك

 

لرزه انداخت به دستان من و

 

سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك


 

دل من گفت: برو

 

چون نمي خواست به خاطر بسپارد


 

گريه تلخ تو را

 

و من رفتم و هنوز


 

سالهاست كه در ذهن من آرام آرام

 

حيرت و بغض تو تكرار كنان

 

مي دهد آزارم

 

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

 

كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت


و از اونا جالب تر جوابیه که یه شاعر جوون به اسم جواد نوروزی بعد از سالها به این دو تا شاعر داده:

دخترک خندید و

 

پسرک ماتش برد !

 

که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده

 

باغبان از پی او تند دوید

 

به خیالش می خواست،

 

حرمت باغچه و دختر کم سالش را

 

از پسر پس گیرد !


غضب آلود به او غیظی کرد !

 

این وسط من بودم،

سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم

 

من که پیغمبر عشقی معصوم،

 

بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق


 

و لب و دندان ِ

 

تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم

 

و به خاک افتادم

 

چون رسولی ناکام !

 

هر دو را بغض ربود...

 

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:

 

" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "

 

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

 

" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "

 

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !

 

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !

 

جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،

 

همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:


 


این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

برنده کیست و بازنده چه کسی خواهد بود ؟!

 

برنده متعهد میشود.


بازنده وعده میدهد.


 


وقتی برنده ای مرتكب اشتباه میشود، میگوید: اشتباه كردم.


وقتی بازنده ای مرتكب اشتباه میشود، میگوید: تقصیر من نبود.

 بقیه جملات را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

دعا

خداوندا! اگر در نزد تو بهتر از آنم که به چشم بندگانت! پس تو را سپاس!

و اگر در نزد تو بدتر از آنم که در نزد بندگانت ! پس توبه ام را بپذیر و به بهترینها هدایتم کن! آمین!

 

یادم هست …. یادت نیست

 

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست  / روز خاکستری سرد سفر یادت نیست

ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من / در شب آخر پرواز خطر یادت نیست

تلخی فاصله ها نیز به یادت مانده ست  / نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست

یادم هست …. یادت نیست

 

خواب روزانه اگر در خور تقدیر نبود / پس چرا گشت شبانه ، دربه در،یادت نیست

من به خط و خبری از تو قناعت کردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید / کوزه ای دادمت ای تشنه, مگر یادت نیست

تو که خود سوزی هر شب پره را می فهمی / باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست

تو به دل ریختگان چشم نداری بیدل / آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

یادم هست …. یادت نیست

اشعار زنده یاد احمد شاملو

اشعار زنده یاد احمد شاملو 

 

  

تعدادی از اشعار زیبای زنده یاد احمد شاملو را برای علاقه مندان این شاعر به صورت اس ام اس هاي ادبي قرار داديم اميد است مورد توجه شما عزيزان قرار گيرد

 

 

ادامه نوشته

تکنیک هایی برای زندگی بهتر - 1

تکنیک کوله پشتی:

 

در ذهنتون مجسم کنید که یک کیسه ی نایلونی بزرگ دارید. از همینها که به عنوان کیسه ی زباله استفاده می شن. یک کوله پشتی خیلی قشنگ و جادار هم دارید که دوستش دارید.حالا گذشته تان را از کودکی تا حال مرور کنید. همه ی خاطراتی رو که دوست دارید توی کوله پشتی قشنگتون بگذارید. احساس کنید شما می تونید همیشه این کوله پشتی رو به همراه داشته باشین و هر وقت بخواین درش رو باز کنید و از تک تک خاطرات خوب توی اون لذت ببرین.

تمام خاطراتی رو که ناراحتتون می کنه بریزید توی اون کیسه ی زباله. همه ی چیزهایی رو که نتونستین یا فکر می کنین نمی تونین حلش کنین رو هم توی کیسه ی زباله بریزید. حالا مجسم کنید یه مکان مقدسی هست که خدا در اونجا انتظار شما رو می کشه. اون رو به هر شکلی که می خواین مجسم کنین.کیسه ی زباله رو به خدا بدید و بهش بگید اینها برای من سخت هستند و من از حمل کردن یا حل کردنشون خسته ام! اینها رو به تو می دم تا من رو از اونها رهایی بدی. حالا یه نفس راحت بکشین! خدا رو که قبول دارین! اون توانای مطلقه!اون هیچ ناتوانی و ضعفی نداره! اون از پس همه ی اون مسایل به تنهایی بر می آد! پس حالا راحت باشین. ( این همون معنای توکل کردن یعنی خدا را وکیل قرار  دادنه که قبلا" هم گفته ام.)

 

ادامه نوشته